مقاله تزئینات آجری

مقاله تزئینات آجری

مقاله تزئینات آجری

در این مقاله که حاوی بررسی معماری تزیینات آجری در ایران است به شرح : تاریخچه آجر در ایران , معرفی آجرکاری در دوران های مختلف و همچنین بررسی آجر کاری و ویژگی های معماری آجر در تمام شهر های ایران همراه با تصاویری زیبا از اجرکاری ها میباشد.

مقاله تزئینات آجری

زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: نشریه معمار شماره 43
تاریخ انتشار:خرداد و تیر 1386

       آجر قديمي­ ترين مصالح ساختماني مورد استفاده بشر پس از سنگ است. ” تاريخ پيدايي نخستين کوره ­هاي پخت خشت، براي تهيه آجر، و نيز کوره ­هاي پخت ظروف گلي، براي فراهم آوردن آوندهاي سفالي، با يکديگر پيوسته استخشت­هاي پخته از هزاره چهارم پيش از ميلاد بدست بابليان ساخته مي­ شده است. آجر خود واژه ­ايست بابلي و   خشت­هايي که بر آن فرمانها، منشورها و (دادها) قوانين را مي­ نوشتند آجر خوانده مي­ شده است“.

کوره­ هاي پيدا شده در شوش قدمت استفاده از آجر به عنوان مصالح ساختماني در ايران را نشان مي­ دهد.

        ايرانيان باستان نيز از ديرباز با آجر آشنايي داشته و از آن در قسمت­هاي مختلف ساختمان، اسکلت ، قوس­ها، پوشش­ سقف­ها نماسازي و پوشش کف استفاده مي­ کردند. بزرگترين و قديمي­ ترين اثر معماري آجري ایران پيش از اسلام معبد چغازنبيل در خوزستان است که به دوران عيلامي تعلق دارد.

        اين زيگورات پنج طبقه که، زواياي آن به سوي جهات اربعه است نقشه­اي مربع شکل دارد و ارتفاع آن حدود 25متر است. چغازنبيل تماماً از خشت خام ساخته شده که باروکار آجري به ضخامت دو متر پوشيده شده است و به فاصله هر ده آجر، يک رج از آجرها داراي کتيبه است و نوشته­ هاي آن نشان مي ­دهد که اين زيگورات را اونتاش گال به رب النوع اينشوشيناک هديه کرده است.

       بناهاي عظيم دوران هخامنشي و ساساني عمدتاً از سنگ بوده ولي در آثار دروه اشکاني استفاده از آجر در کوه خواجه سيستان مشاهده مي­ گردد. ستون­هاي مسجد تاري خانه دامغان که به قبل از اسلام تعلق دارد نيز نمونه­ اي از آثار آجري است.

        به دليل کمبود چوب و نيز وجود موريانه در ايران مرکزي که امکان استفاده از چوب را به حداقل مي­ رساند و نيز تبادل حرارتي بالاي سنگ، که در اقليم گرم و سرد چندان قابل استفاده نبوده و با توجه به تنوع آب و هوا در ايران آجر جاي خود را بطور وسيع در اين سرزمين باز کرده و در سراسر ايران گسترش يافت. پس از اسلام نيز معماري ايران در ادامه با معماري گذشته خود رشد کرد و شکوفا شد و به دليل سابقه طولاني استفاده از آجر موجب گشت که زيباترين آثار معماري جهان بدست معماران ايراني و در دوران­هاي مختلف تاريخ خلق شود.

        دکتر پرويز ورجاوند در مقاله بسيار جامع ” آجرکاري در معماري ايران دوره اسلامي ” ضمن توضيح خصوصيات اين مصالح ارزان و در دسترس، به معرفي ترکيب خاک و جنس و نحوه پخت آن انواع کوره­هاي آجرپزي که شامل تنوره­اي، هوفمن و تونلي است. شکل و اندازه و نام آجرها، که شامل مربع، قزاقي، سلاتي، ختايي، نظامي، تابه و تخت است، گونه ­هاي مختلف آجرچيني تزئيني که شامل آجر و اکوب و آبمال و آجر پيش­بر و آجر مهري و آجر تراش و آجرهاي تزئيني قالبي و تراش و آجر آبساب و آجر قواره بري است. شيوه­ هاي مختلف آجر چيني که شامل رگ چيني، گل اندازي، گره­سازي، گره­سازي رنگي، خفته و رفته، خوون چيني و مهري است و سپس به آجرکاري در دورانهاي مختلف تاريخي پرداخته و شروع آجرکاري با آجرهاي تزئيني نقش­دار يا (مهري) را به دوران ايلخاني و استفاده از آجرهاي تزئيني و قالبي و تراش را خاص دوران قاجار دانسته است.

 در همان مقاله آجرکاري را در دوران­هاي مختلف تاريخي پس از اسلام به پنج دوره تقريبي بشرح زير تقسيم نموده است:

 1- از قرن دوم تا اوايل قرن پنجم (ساماني- غزنوي-آل زيار و آل بويه)

 2- از آغاز قرن پنجم تا نيمه قرن هفتم (دوران سلجوقيان و خوارزمشاهيان)

 3- از نيمه قرن هفتم تا قرن دهم (ايلخانيان و تيموريان و آل مظفر)

 4- از آغاز قرن دهم تا قرن دوازدهم دوران صفويه

 5- از قرن دوازدهم تا پايان قرن سيزدهم دوران زنديه و قاجاريه

        سپس به توضيح ويژگي­هاي هر دوره پرداخته و اشاره کرده که اين ويژگي­ها به معناي آن نيست که کليه بناهاي آجري، داراي آن خصوصيت مي­ باشند بلکه به ذکر نکات برجسته­ تري از تعدادي از آثار معتبر دوران پرداخته و اشاره کرده که در هر دوره­ شيوه کار دوران قبلي يکباره و در همه جا تغيير نيافته است.

 در ذيل اشاره کوتاهي به دوران پنج گانه فوق مي­ کنيم سپس به معرفي آجرکاري در شهرهاي مختلف ايران در دوران قاجار و پهلوي اول مي­ پردازيم:

 دوران اول:

        ويژگي­هاي دوران اول هماهنگي و وحدت کامل ميان تزئينات و کل بنا است مانند گنبد قابوس، برج­هاي لاجيم و رسگت در سوادکوه، ميل رادکان غربي و پير علمدار دامغان که ايران شرقي (افغانستان) خراسان بزرگ (بخارا) شمال و مرکز ايران را در بر مي­ گيرد. وي از اين دوران به عنوان دوران شکل گيري و تکوين ياد کرده است.

 در بناهاي نام برده شده آجر در کل بنا بصورت ساده مورد استفاده قرار گرفته و در ميانه يا بالاترين قسمت بنا با    کتيبه­ هاي آجري گاه با خط کوفي و گاه با خط پهلوي مواجه مي ­گرديم که با مهارت و زيبايي غيرقابل وصف زينت يافته است نحوه آجرچيني در گنبد قابوس، برج لاجيم و ميل رادکان غربي و پيرعلمدار به صورت نيمانيم  است و بدنه بنا ساده و تقريباً بدون تزئين بوده و از سادگي و وقار خاصي برخوردار است. نقشه اولي ستاره­ اي و نقشه بقيه دايره است.

دوران دوم:

        دوره دوم شامل عهد سلجوقيان تا حمله مغول است که هنر آجرکاري در سراسر فلات ايران گسترده مي­ گردد.

        شرايط اقتصادي و سياسي موجب مي­ گردد که در اين دوران بناهاي شکوهمندي در سراسر ايران ساخته شود و هنر آجرکاري هر روز نقش و طرح جديدي را خلق کند، بطوري که در مقاله فوق اين دوران را دوران گسترش و تکامل هنر آجرکاري ناميده و آمده است:

        ” اين همه قدرت در فضاسازي، آن هم با يک ماده سخت و بيجان و يک رنگ آجر، هنر والائي است که ما آن را در آفريده ­هاي بنّايان هنرآفرين عهد سلجوقي و ايلخاني در اين محل [مسجد جامع اصفهان] شاهد هستيم. مناره ­هاي اين دوران چه آنها که در سرزمين خراسان سر به فلک ­رسانيده و چه آنها که در زير آسمان نيلگون اصفهان قد بر افراشته ­اند، همه نمونه ­اي ارزشمند از هنر آجرکاري اين عهد به شمار مي­ روند. “

        برج­هاي خرقان قزوين، مسجد جامع اصفهان، رباط شرف، مناره­ هاي خراسان و اصفهان و گنبد سرخ مراغه نمونه­ اي از بناهاي اين دوران هستند.

       تزئينات آجري که در دوره قبل فقط به يک حاشيه نوشتاري اکتفا گرديده بود در اين دوره گسترش مي ­يابد و به اشکال بسيار متنوع و زيبايي دست مي­ يابد. اسماء مقدس مانند الله، علي، محمّد تکرار و ترکيب مي­ شود و از حاشيه بالايي ساختمان به بدنه و سقف منتقل مي­ شود.

 تزئينات آجر در اين دوره به اوج خود مي ­رسد و متنوع­ترين طرح­ها در اين دوران خلق مي­ شود و  به نظر مي ­رسد که ديگر طرحي براي ارائه وجود ندارد و آجرکاري به حد کمال خود رسيده است.

دوران سوم:

 در اين دوران يعني دوره ايلخانيان، تيموريان و آل مظفر حاکميت مطلق آجر از دست مي­رود شايد به آن دليل که به نظر مي­رسيد ديگر طرح و نقش جديدي براي افزودن به گنجينه دوران سلجوقي وجود نداردو ترکيب عنصر کاشي و آجر و در برخي موارد، سنگ و آجر جاي آن را مي­گيرد در اين دوران پس از ساخته شدن بنا يا سفت کاري، پوشش خارجي آن توسط آجر صورت مي­گيرد از آثار برجسته اين دوران مسجد و مقبره مولانا زين­ الدين ابابکر در تايباد و گنبد خانه مسجد جامع يزد و ناصر الحق و شمس طبرسي در آمل و درويش فخرالدين در بابل را مي­توان نام برد. ترکيب آجر و کاشي به طراحان و معماران اين دوران اين امکان را داده که با استفاده از رنگ، نقش­هاي آجري را برجسته­ تر به نمايش بگذارند و بجاي برجسته و فرو نشاندن آجر (خفته و رفته يا تپگين) از رنگ استفاده کرده ­اند.

————————–

برگرفته از مقاله تزئینات معماری اسلامی – آجرکاری

دوران چهارم:

 تراش دادن و آبساب کردن آجر از ويژگي­هاي دوران صفويه است ولي در اين دوران بدليل توجه بيش از حد به کاشي از اهميت آجر کاسته مي ­شود و نماي بيشتر ساختمانهاي عمومي را کاشي تزئين مي­ کند در اين دوران بي توجهي به اين مصالح زيبا، قابل انعطاف و ارزان موجب مي­ گردد که در دوران بعدي يعني دوران قاجار استفاده از آجر ديگر در تداوم با گذشته درخشان آجرکاري در ايران ظاهر نشود و چهره ­اي کاملاً بيگانه بخود بگيرد.

دوران پنجم:

        در دوران قاجار بندهاي عمودي حذف مي­ شود و آجرها از عرض بهم مي ­چسبند و آجرکاري به قاب دور سطوح و کتيبه­ هاي کاشي کاهش مي ­يابد و در نماهاي آجري استفاده از آجرهاي تزئيني قالبي و تراش که آجر در اندازه و شکل­هاي مختلف هندسي و غيرهندسي است به اوج خود مي­ رسد.

       آجرکاري در بناهاي مسکوني موجود در بافت­هاي تاريخي شهرهاي ما اکثراً به دوره پنجم تعلق دارند.

       مطلب جالب توجه اين است که آجر کاري در اين دوران در سراسر ايران داراي ويژگي­هاي يکسان نيست بلکه به تنوع چشمگيري در نقاط مختلف دست يافته است و به رغم اينکه به نظر مي ­رسد که دوران آجر ديگر سپري شده در جنوب ايران با پديده­ اي مواجه مي­ گرديم که موجب حيرت مي­ گردد.

آجرکاري در شهرهاي مختلف

        با ورود معماري متأثر از مغرب زمين به داخل ايران آجرکاري نيز تحت تأثير آن قرار گرفت و به رغم تبحر آجرکاران ما در اين رشته با جزئيات آجري مواجه مي ­گرديم که دنباله آجرکاري معماري گذشته ما که در حد اعلاي پخته­ گي، زيبائي و سادگي و وقار و تنوع بود ديگر نيست.

آجرکاري در تهران

        آجرکاري در تهران بطور خاص در سردر ورودي­ هاي خانه­ ها که شايد اولين قدم بسمت برونگرائي و توجه به ظاهر ساختمان و نماي آن از کوي و معبر است و نيز در کتيبه بالاي پنجره­ ها مشاهده مي ­شود که از نظر تنوع بسيار چشمگير است با بيشترين تزئينات آجري که از ترکيب آجرهاي تزئيني و قالبي و گچ تشکيل شده است.

        در کتاب نقوش سردرخانه­ هاي تهران قديم  تعداد قابل توجهي از نمونه­ هاي فوق مشهود است در نمونه­ هاي بررسي شده در تهران با ورود گل و بوته و طرح­هاي اسليمي که با اسليمي­هاي کاشي و قالي نيز قرابتي ندارد و طرح­هاي سنتوري و قوس­هاي ترکيبي مفصل و نقش­هاي پر زرق و برق و فرشته و ملائکه و تاج و فره و هر و فلس ماهي و شير مواجه مي­ گرديم.

        طرح کلي آن نماهاي يوناني و رومي را تداعي مي­ کند و تنها در تعداد اندکي از آنها رد پاي آجرکاري ما و موتيف­هاي ايراني مشاهده مي­ شود و تمامي سادگي و وقار که خصلت آجر محسوب مي­ گرديد به تظاهر و خودنمايي تبديل مي­ شود.

 آجرکاري در شهر اراک

 در شهر 200 ساله اراک مصالح استفاده شده در نما آجر، سنگ و گچ است و تزئينات آجري به دو صورت مشاهده مي­شود گاهي با آجر معمولي نقش­هايي ساخته­ اند که در آن از قوس­هاي تزئيني و متنوع استفاده شده و نيز از نقش­هاي معمولي از جمله خفته، راسته و قناس فرش استفاده شده ولي بيشتر آجرهاي قالبي، نقش­دار و گل برجسته و ترکيب با گچ مشاهده  مي­شود. نقش­هاي هندسي و غيرهندسي، اسليمي، گل، پرنده، دو فرشته­اي که تاجي را در دست دارند، دو شير که تاجي را در دست دارند و غيره که کاملاً مشابه اين تزئينات، در تهران است در هيچ بنايي از طرح­هاي متين و ساده موجود در معماري ايران استفاده نشده است.

آجرکاري در شهر تبريز

        آجرکاري در شهر تبريز مشابه تهران نيست و شخصيت مستقل خود را دارد ولي به رغم زيبايي و تنوع چشمگير در نقش­هاي آجري در همه بناها با طرح­هاي غيرايراني مواجه مي ­شويم بطوري که شکل شماره 29 اگر به تنهايي ديده شود قابل تصور نيست که يک بناي ايراني است و يک نماي کاملاً اروپايي را تداعي مي­ کند. شبه ستون­هاي تزئيني در قاب پنجره­ ها و استفاده از نقش­هاي هندسي در پيشاني ساختمان­ها از خصوصيات ويژه آجرکاري در شهر تبريز است در اين شهر از موتيف­ هاي ايراني بسيار کم استفاده شده است.

آجرکاري در کاشان و يزد

        آجرکاري در شهرهاي کاشان و يزد نيز به رغم معماري غني و قابل توجه اين شهرها در واحدهاي مسکوني که اکثراً متعلق به دوران قاجار است ايراني نيست آجرکاري مهري در اين دو شهر مورد استفاده قرار گرفته و در تداوم آجرکاري گذشته نيست.

 آجرکاري در کرمانشاه

        معماري کرمانشاه بسيار جالب و قابل توجه است و آجرکاري در اين شهر به وفور مشاهده مي ­شود که از تنوع چشمگيري بهره گرفته و فاقد تعريف مشخصي است استفاده از انواع قوس ايراني و غيرايراني و انواع طرح در کاشي­هاي مهري و ترکيب سنگ و آجر از ويژگي­هاي اين شهر است.

 آجرکاري در شهر بيرجند

        استفاده از آجر در نماي ساختمانها در بيرجند عموميت دارد و اسامي انواع آجرهاي به کار رفته در نماي ساختمان­ها حاشيه، لوله، چهار و شش هستند که با اشکال متفاوت در کنار هم قرار مي ­گيرند و به رغم استفاده از آجر مهري تنها از    نقش­هاي ساده هندسي مربع ايستاده روي قطر، لوزي و چليپا و گاهي از نقش سرو در نما استفاده شده و در  نقش­هاي ساده­ تر از خفته و راسته، جناغي، قناس فرش استفاده شده که هر چند در تداوم معماري گذشته نيست ولي کاملاً رنگ و بوي ايراني دارد.

 آجرکاري در استان مازندران

        آجرکاري در مازندران شکل مخصوص به خود را دارد در اين منطقه نقش­هايي با گچ روي نما کشيده شده است. ترکيب آجر از طرح­هاي قبلي الهام گرفته شده و تصاوير هندسي و نقش سرو در آنها به وفور ديده مي ­شود به رغم نقش شير و خورشيد در بعضي از نمونه ­ها که روي آجر نقاشي شده است آجرکاري در اين استان کاملاً رنگ و بوي ايراني دارد.

  آجرکاري در دزفول و شوشتر

        زيباترين آجرکاري در شهرهاي ايران به دزفول و پس از آن به شوشتر تعلق دارد در اين دو شهر طرح­ها و نقش­هاي آجري کاملاً در تداوم آجرکاري ايراني بوده و به آن تکامل داده است صدها نقش و طرح در آجرکاري اين دو شهر مشاهده مي­ شود که تنها با جلو و عقب نشاندن آجر و يا استفاده بصورت کله و راسته و غيره ايجاد شده و چندان نيازي به توليد آجر خاص نداشته است مهندس غلامرضا نعيما در کتاب دزفول شهر آجر پس از اشاره به سابقه سه هزار ساله آجر در منطقه درباره آجرهاي مورد استفاده در اين شهر گفته است: ” اگر آجر مربع شکل کامل را نصف کنيم آجر نيمه بدست مي­ آيد که خود پايه و اساس خرد شدن را تشکيل مي­ دهد و آن را 4 صافه مي­ گويند و اگر نيمه را نصف نمائيم چاري يا دو صافه به وجود مي ­آيد   (1:4 آجرکامل) يا مي­ توانيم 4صافه (نيمه) را به کلوخ و 3 صافه تبديل نماييم. چاري را اگر دو قسمت نمائيم 2 کلوخ به دست     مي ­آيند. در خوون چيني همواره نيمه بزگترين جزء کلوخ کوچکترين جزء مي­ باشد (1:8 آجرکامل)

       اين 4نوع اندازه اجزاء اصلي خوون چيني مي ­باشند که به ترتيب نيمه (4صافه) 3 قدي (3صافه) چاري (2قدي) کلوخ يا (بندک) اجزاي فوق به همراه اجزاء فرعي که از اجزاء اصلي ساخته مي شود، کل اجزاء خوون چيني را بوجود مي آورد که عبارتند از قناس 1:4 کلوخ 2صافه يک سرشق، 2صافه دو سرشق، 3صافه يک سرشق، 3 صافه دو سرشق، 4 صافه يک سرشق، 4صافه دو سرشق،  بدين ترتيب 7 جزء فرعي و 4 جزء اصلي جمع، يا نرده جزء  اساس خوون چيني مي­ باشند“.

        به اين ترتيب مشاهده مي­ شود که دهها نقش بي نظير و زيباي آجري که به معماري غني و اصيل دزفول و شوشتر زينت بخشيده تنها از يازده جزء تشکيل شده است. در مقاله دکتر ورجاوند تعداد نقش­هاي آجري شوشتر و دزفول 54 طرح اعلام شده است.

        زنده ياد استاد حاج حسين محبوبي معمار شوشتري در ملاقاتي که در سال 1370 با وي داشتم نقش­هاي آجري شوشتري را بشرح زير توضيح داده است. بند رومي، تفاح، خارموهي (ماهي)، دارگل، هشت و چهار گوله، پنج دانه و هفت دانه، کليدي، زلف عروس که هر کدام داراي چندين شکل است که در جدول زير مشاهده مي­ شود.

برگرفته از مقاله تزئینات معماری اسلامی – آجرکاری

برگرفته از مقاله تزئینات معماری اسلامی – آجرکاری

بند رومي

دارگل

زلف عروس

بندرومي چهارگوله

تفاح

چهارتخمه

زنجيره

بازوبندي

کليدي دوصافه

دارگل چهارتخمه

چهار و نيم گل

دارگل

پنج دانه

ارسي

زلف عروس

سرزي سربالا

صلبي

هفت دانه

چهارتخمه

خارماهي

تفاح

هشت چهارگوله

خارماهي

تک گل

تفاح بازوبند

پنج دانه

سيرگسنه

ساده پنج دانه

هشت چهار گوله چپ و راست

هشت چهار گوله باز و بند

پيچيده

کليدي

پنج دانه و هفت دانه

پراکنده

کليدي

سرزي سربالا

چهار پر

پنج دانه سرزي بالا

هفت دانه اژدري

پنج دانه پيچيده

شش پنج دانه

پنج دانه چپ و راست

برجسته گل دو صافه

هفت دانه دوصافه

قفل

گره

به يکي

شکم گنجشکي

چهارتخمه

چهار گوله زنجيره

چهار تخمه دستک دار

چهار دانه اژدري

 

        به اين ترتيب ملاحظه مي­ شود که آجر قديمي ­ترين مصالح مورد استفاده در معماري ايران از سه هزار سال پيش تاکنون همواره مورد توجه معماران ايراني بوده و استفاده از اين مصالح را تا حد خلق شاهکارهاي معماري چه در زمين نماسازي و تزئينات و چه در زمينه استراکچرو جهت پوشش­ سقف­ها و طاق نماهاي زيبا پيش برده تا جايي که ظاهراً ديگر حرف جديدي براي گفتن نداشته است و از آن به بعد کاشي را براي ايجاد تنوع با آجر ترکيب نموده و پس از دست يافتن به کاشي و شناخت توان­هاي آن در ايجاد نقش و فرم در نما به کاشي رو آورده و کاشي را جايگزين آجر نموده و اين مصالح را نيز تا حد اعلي به زيبايي و کمال رسانده و پس از آن سير نزولي را طي کرده و از کاشي خشتي بجاي کاشي معرق استفاده کرده است و پس از آن غلبه آجر و کاشي هر دو به عنوان تنها مصالحي که در تزئينات نما مورد استفاده قرار مي­ گرفته تقريباً به کنار گذاشته مي­ شوند و در زمان تجدد گرايي و يا اواخر دوره قاجار در تهران آجر مهري مانند کاشي خشتي در اواسط دوره صفويه، رواج مي ­يابد و پس از آن براي دست يابي به نقش و نگارهاي پيچ در پيچ و گل و بوته و فرشته و تاج و … که از خارج آمده بود به تزئينات گچي روي آورده است.

 تزئينات آجري در نماي ساختمانهاي ساير شهرها کمتر در معرض اين آسيب قرار داشته است. در شهرهاي يزد و کاشان که نماي ساختمان­ها بيشتر از گچ پوشيده شده بود و آجر بيشتر در جرز ديوارها و قاب دور پنجره­ها مورد استفاده قرار  مي­گرفت و استفاده از آجرهاي مهري بصورت تخت بيشتر بصورت تکرار يک فرم مورد استفاده قرار گرفته که بستگي به شکل و فرم مهر مربوطه داشته و در نمونه­ هاي مورد بررسي نمايي ايراني ديده نمي­شود در شهرهاي مشهد، همدان و کرمانشاه نيز بهمين صورت است. ولي در شهر بيرجند و در بابل و چند شهر ديگر استان مازندران هر چند آجرکاري در تداوم فرهنگ گذشته نيست ولي حال و هواي ايراني دارد. آجرکاري در تبريز به مطالعه ويژه­اي نيازمند است که اين فرمهاي اروپايي ولي کاملاً مستقل از تهران (خصوصاً که در تبريز ترکيب آجر و گچ غالب نيست و آجر بصورت خالص مورد استفاده قرار گرفته) تحت تأثير کجاست و در نهايت به آجرکاري در شوشتر و دزفول مي ­رسيم که کلام آخر در آجرکاريست و پس از آن ديگر در هيچ نقطه­اي از ايران هيچ معماري که بتواند حق مطلب را بجاي آورده و از امکانات اين مصالح بي­نظير در تزئينات نما بيشترين استفاده را ببرد ديده نشده و هيچ اثري در آن حد خلق نشده است و اين حرف آخر در آجرکاري در تزئينات نماي ساختمان­ها است که متأسفانه هر روز گوشه­ اي از آن منهدم مي­ گردد.